پارت بیست :
خونه گرم بود، پس این باد سردی که از کنار قلب آیوار گذشت چی بود؟
یه آن حس کرد تمام وجودش نبض میزنه و زنده زنده داره میسوزه.
با حرف مادربزرگش، بابای آیوار سرش رو آروم و غریب بالا برد. نگاهش مثل کسی بود که با پرایدش سپر بنز رو پایین آورده!
مستقیم سرش رو سمت آیوار چرخوند... چیزی وسط مردمکهاش گسسته شد، مثل اعتماد، مثل دریچهای برای سیاهچالهی خشم!
شوهر عمه
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۰۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
عزیزمممم
۵ ماه پیشHanieyh
5همیشه برزگترین ضربه هارو عزیزترین کسات بهت میزنن اما برای ایوار عزیزی وجود نداشت واقعا خیلی بد خورد شد❤❤
۶ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
وای😭
۶ ماه پیشایوارررر
8بار دیگه بهم ثابت شد همیشه عزیز ترین کسات موقع عصبانیت موقع دعوا نقطه ضعف هاتو راز هاتو میکوبن تو سرت ، ازت متنفرم سینا
۹ ماه پیشزن ایوار
8هیچوقت نباید نقطه ضعفاتو به کسی بگی چون بعدا علیه خودت استفادش میکنن و این آدما بسیار حرومزاده هستن 😊💔
۹ ماه پیشگیسو کمند
2نظری خاصی ندارم فقط دلم ریش شد برا مظلومیت این آیوار فلک زده
۱۱ ماه پیشفن میلاد
8بمیرم برا آیوار مظلوممممممممم😭😭😭😭 هاچیدم به یَک یَک اونایی که با این بچه بد رفتار میکنن
۱ سال پیشنیکا
2به *** هشتم الان دچار خود زنی شدم، بگردم آیوار 🫂
۱ سال پیشاه.
5چرا انقدر گذشته این ایوارو افتضاح نوشتی خب گناه داره یه جو خوبی تو گذشتش نیس....
۱ سال پیشسارا
5بله نگار چون شخصیت بامزه ای داره
۱ سال پیشحسیبه
8هه مردم دم از خدا پیغمبر میزنن ولی شرف ندارن اون ایوار چی گناهی داره چرا ما انسان ها هیچ وقت انسان نبودیم و نیستیم چرا اخه😢🥺🥺
۱ سال پیشroshana
6آخ پسر نگار چه دردی کشیده دلم براش کباب شد 🥺
۱ سال پیشنانی
13نویسنده جان باور کن برای ترجمه کلمه های رمانت لغت نامه دهخدا پاسخگو نیست باید یه دور تو گوگل دنبال معنیشون بگردم😂😂😂🤦✋ ممنون که کلمات جدید و فحش های جدیدتر یادمون میدید😂 درود به شرافت😆
۱ سال پیشفاطمه
2😁😁😁😁🤭🤭🤭😮😮😮😮بیچهاره ایوار پسر خوشگلم
۱ سال پیشMahtab
5وادافا.ک؟ مغزم گوز.پیچ شد
۱ سال پیشآنیا
9خدالعنتت نکنه امیربااون میلف خوشگل🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
۱ سال پیشمدی
0ایوارطفلکی
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

P. K
5بهترین و خاص و خفن ترین رمانی بود که تو عمرم خوندم هیچ نویسنده ای نمیتونه مثل تو بشه💗💗💗💗💗