پارت هجده :


***
«پرش به گذشته‌ی آیوار»

- به این میگن پرش ملخی.

- سخت نیست؟ چه اسم مسخره‌ای روش گذاشتی!

حینی که سینا کلاه کاسکتش رو درمیاورد و موهاش رو به طرفین تکون می‌داد تا خنک بشه، آیوار بی‌حرف به موتورش خیره بود.

چندین شب بود که آیوار رو یواشکی به زمین تمرین قدیمیشون میاورد؛ یه زمین خاکی و خالی از هر موجود زنده‌ای بیرون شهر!

با تایر قراضه و هر وسیÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ارزو

    1

    با اینکه خودم طرفدار امیر بودم ولی خیلی دارم ازش ناامید میشم چجوری تونست اینقد ایوار رو گول بزنه و کنارش نباشه

    ۷ ماه پیش
  • ....

    1

    منم رو گلی کراشم

    ۷ ماه پیش
  • ایوارمممم

    2

    بالاخره این بچه به حرف اومد آخش دلم خنک شد

    ۱۰ ماه پیش
  • نفس

    3

    و منی که رو آیوار کراشمم

    ۱۱ ماه پیش
  • Viana

    12

    ایوار و نگار کراشمنننن

    ۱ سال پیش
  • ناشناس

    5

    وای گلی ..... عاشقتم

    ۱ سال پیش
  • یه بیخبر

    1

    اهااا، تازه فهمیدم سینا، عمویه ایواره بعد ایشون چقدر جوونن ماشاءالله

    ۱ سال پیش
  • سما

    4

    شاید این نامردانه باشه اما این سختی داخل ایران فقط ب خاطر این نیست ک ما دختریم این رنج ها جنسیت ندارع توی ایران «بودن» سخته فقط بخاطر تفکراتی ک بوی نا میده اما متاسفانه بر اساس همین تفکرات ما دخترا همیشه متهم ردیف یک بودیم و این حقیقت رو ما خیلی وقته پذیرفتیم و دهرچقدرم تلاش برای عوض کردنشم کنیم تغی

    ۱ سال پیش
  • آیناز

    2

    عالیی اصن جوری رو هوام انگار تریاک کشیدم

    ۱ سال پیش
  • زری

    8

    تقریبا ههمون یه شخصیت پنهان مثل ایوار داریم

    ۱ سال پیش
  • :(((

    4

    و منی که با وجود اینکه بچه خونوادم ام کلی فرق بین ماست چون دخترم باید تو سری خور باشم چون دخترم بایددد هرکس هرچی گفت من هیچی نگم و وقتی از حقم دفاع کنم من سلیطه ام ،آیوار خیلی شبیه منه خیلی ☺

    ۱ سال پیش
  • .....

    2

    آره یه دوستایی مثل امیر که گاهی از سیاهچاله بیارنمون بیرون و گاهی هم با سر پرت مون کنند تو سیاهچاله های دیگه مثل امیر و سه قلوها 😔

    ۱ سال پیش
  • حسیبه

    5

    الهی بمیرم برای ایوار میدونم ندیدن محبت یعنی چی منی که تو خونه خونواده بزرگ شدم محبت ندیدم میدونم چقدر سخته😢😢

    ۱ سال پیش
  • مدوسا

    4

    آخیییی بچممممم نگار فدات بشه

    ۱ سال پیش
  • Janan

    10

    الهی بگردم آیوارم بدتر از نگار و یاسین و دیاکو خیلی سختی کشیده اینا حق این بچه ها نیست

    ۱ سال پیش
  • نانی

    8

    گاهی هممون به رفیقایی مثال امیر اینا نیاز داریم تا از تشویش ها و سیاه چاله ها دورمون کنن و یکم تو اون شرایط زندگی کردن رو یادمون بیارن حتی اگه بدونیم این دوستا دشمنای فردا مونن

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️