پارت سی و هشتم :
پرتو نفسش را تند بیرون داد و با آرامشی که انگار درون رگهایش تزریق شده بود گفت:
- عطیه جون خیلی از صحبت کردن باهاتون خوشحال شدم.
مردد به مادرش نگاه کرد و با اشاره گفت که دیگر باید چه بگوید. نمیدانست باید با مادر شوهر آیندهاش در مورد چه حرف بزند. معصوم با ایما و اشاره پرسید که باید چه ساعتی بروی و پرتو با انگشتهایش عدد سه را نشان داد. در همان حین عطیه مادر آوید با خنده گفت:
- اÙ
این پارت به قلم زهرا رمضانی (هور) نگاشته شده است و مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۶۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
امیدوارم
۱ سال پیشاسرا
1گوشی،بدون رمزآویدنوبره🙏
۱ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
شاید باورت نشه ولی هست
۱ سال پیششهرزاد
4فقط فرشید خل وچل😂
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
خل و چل برای توصیف فرشید خیلی کلمات کم و سادیه
۱ سال پیشم.ر
0وقتی با پولدار جماعت میشینی همینه تمام کارت اونا باید تعیین کنند
۲ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
خب اینطوری نیست. پولدار داریم تا پولدار
۲ سال پیشم.ر
0درسته نظرتون ولی اکثرا خودشو نو می گیرند من یکی میشناسم اول هیچی نداشت الان به لطف ارثیه وضع خوب شده ولی رفتار گفتن نداره😏
۲ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
نه خب ببین به اونا میگن پولدار تازه به دوران رسیده وگرنه اونایی که نسل در نسل پولدارن اینطوری نیستن
۲ سال پیشم
5چراآوید اینقدر بیشعوربازی درمیاره،فقط بلد ایراد بگیره،خب این ازاسترس یادش رفته نپرسیده باهوش خان تو باید همه رو بهش می گفتی،تازه این ژله از کجا درآوردی این به عمرش نخورده، یه رنگ وحیوان پرسید که اونم فکر کنم ازترسش ازسگ سوءاستفاده خواهد کرد بعدا
۲ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
به خدا از نکته سنجیت خوشم میاد
۲ سال پیشپریا ❤️
2با این همه استرسی که آوید به پرتو میده معلومه دختر بیچاره استرس می گیره آوید در این شرایط باید آرومش کنه نه اینکه پرتو رو وحشت زده تر کنه
۲ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
چی میگن؟ نمک روی زخم؟
۲ سال پیشفاطمه زهرا
2وای خدایا منم با این حرفای اوید استرس گرفتم🥹💔
۲ سال پیشنرگس
2چخوب که دوتا پارت میزارررررین...ممنونمممم🥹🥺😍
۲ سال پیشآمنه
2رمانتون عالیه ولی ای کاش پرتو مورد قبول خانواده آوید در همان نگاه اول بشه
۲ سال پیشآمنه
1زهرا جون واقعا عالیه خوب هم پرتو خنگ هست هم آوید بی انصاف می توانست بگه اون فقط میگفت مادرم ومن هم سوالش نکردم خجالت میکشیدم آوید خودش هم مقصر هست حالا اون توی جمع اطلاعات شانس آورده گرچه با پول جددرجدپرتو رو گیر می آورد تازه همه واسه گوشیشون رمز دارن اون نذاشته پرتو که نمیدونست
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

باران
2وای چقدرگندزدی پرتو،، اَه،، خداکنه اونجانزنه