نرماندی به قلم مهتاب جهان فر
پارت سی و یک :
فصل هفت
سهیل با حرص تلفن را روی میز پرت کرد و از جا بلند شد. ضربه محکمی با پا به صندلیاش زد. کمی روی میز خم شد و بدون هیچ تردیدی فایل پیش نمایش پروژه پدرش را از کامپیوترش حذف کرد. کلافه از ایرادهای بنی اسرائیلی که از پشت تلفن شنیده بود، سمت پنجره اتاقش رفت. آن را باز کرد و هوای سرد آبان ماه را به ریههایش فرستاد. با چند نفس عمیق، اندکی اعصابش را آرام کرد.
کمی فکر کرد تا تصمیم درستی ب
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۲۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

اهوk
0با یه تصمیم اشتباه همه پل های پشت سرش رو خراب میکنه ...