پارت پنجاه و پنجم :

ساکش را که بستم، هنوز هم سرش پایین بود. با صدای کشیدن زیپ سر بلند کرد و این‌بار طولانی‌تر از دفعه‌ی قبل نگاهم کرد. حس می‌کردم دارم زیر نگاهش ذوب می‌شوم. گرمم شده بود. دست‌پاچه بلند شدم و چمدان به آن بزرگی را بلند کردم. سریع به سمتم خیز برداشت:
- چی کار می‌کنی؟ بذارش زمین سنگینه.
هوفی کردم و زمین گذاشتمش. نفس‌نفس می‌زدم. هنوز داشت نگاهم می‌کرد. چرا این‌ طوری می‌کرد؟ من زیاد این

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۶۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • A-a

    2

    منم عاشق آلبالو وعطر خاصش هستم.فکر کنم عمش یا داداشش باشن👏👏👏💐💐💐

    ۱ سال پیش
  • فاطمه ❤️

    3

    یعنی کی می تونه باشه این موقع شب 😁(یادش بخیر جمله تاریخی شد😅) ممنون فاطمه جونم 💜🌟💜🌟

    ۱ سال پیش
  • Zarnaz

    1

    هوراااااا سیا رفت مامانش ببین خیلی کار خوبی کرد😍😍 فکر کنین ماهی رو بکشن ایران برای خواستگاری جونمی جون😍😍💃💃

    ۱ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    وایییییی یعنی پشت بوته ها کی بوددد🤔به نظرم امید آمده مسخره بازی در بیاره😁🙃

    ۱ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    وایییی ماهی خیلی باحال بود داشت آلبالو میخورد🤣🤣حتی تدم خورده بود🤣🤭منم خیلی دوست دارم میوه از سر درخت بکنم و بخورم خیلی کیف میده😋😋داخل مجتمع که هستیم یه درخت توت قرمزهست میریم میکنیم میخوریم 😋خیلی خوشمزه هست 😋😍

    ۱ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    عالی عالی مرسی فاطمه جونم 😍💋❤️مثل همیشه گل کاشتی عزیزم 💋💋

    ۱ سال پیش
  • علیرضا۲۷

    0

    فاطمه جان تنها نیستی منم یه روحیه حبیب مانند داشتم هرکی بهم سلامم میکرد دیگه خودمو با لباس عروس پیشش تصور میکردم،🤣🤣خدا بهم رحم کرد شوهر کردم وگرنه الان افسردگی بی شوهری داشتم🤣🤣🤣

    ۱ سال پیش
  • لیلا

    0

    باباش اینا نیستن شایدم سیاوش نرفته برگشت

    ۱ سال پیش
  • اسرا

    0

    منکه عاشق کشاورزی والان یه باغچه کوجک دارم وسبزیجات توش کاشتم واقعاروحیه عوض میکنه🙏💋

    ۱ سال پیش
  • اسرا

    0

    پس عشق امیدکجاست که ماهی پیش تد🙏

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    0

    ماهی رو درک میکنم،منم یه دوره همینطور بودم،خوب شد که اون دوران سمی گذشت😁😬

    ۱ سال پیش
  • آمنه

    0

    من که فکر کنم برادر نرگس باشه یا افرادی که زمینهارو از چنگ جک درآوردن وباعث حال بد زنش شدن ویا ممکنه زن جک باشه اصلا انگار توی حل معادله گیر کردم ودارم نظر میدم کدوم درسته اصلا شاید یکی از حیوان ها باشه فاطمه جون ممنون عالیه

    ۱ سال پیش
  • نهال

    0

    مثل همیشه فوق العاده..خسته نباشی😍

    ۱ سال پیش
  • سهیل۲۸

    0

    یعنی ممکنه اونیکه داشت دید میزد جاسوس خانواده ش باشه🤔🤔

    ۱ سال پیش
  • مهلا

    0

    💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜

    ۱ سال پیش
کپی شد!