پارت بیست و سوم :

شیدا نگاه لغزان و متزلزل شده از احساسات تازه شکفته شده‌اش را به پولاد داد و منتظر ماند تا سوالش را بشنود.
- یه چند وقتیه ازم فرار می‌کنی؛ دلیلی داره؟
شیدا نگاه‌اش رنگ بهت زدگی به خودش گرفت، یعنی تا این حد تابلو رفتار کرده که پولاد با دو سه برخورد آخر به خوبی متوجه آن شده بود؟ الان دقیقا باید چه غلطی می‌کرد؟ باید چه می‌گفت؟ برای یک لحظه آرزو کرد که ای کاش لال می‌شد و اینجوری نیØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Asra

    0

    رمان خیلی زیباییه امیدوارم که پولاد همون پادشاه باشه❤️.ولی نویسنده بعضی وقتا یه کارایی می کنند که آدم خودش می مونه خدایا این چی بود می ترسم سر این قضیه هم اینجوری بشیم😂😂😂

    ۱ سال پیش
  • افسون

    1

    هوممممم تازه داره کم کم رمان مشخص میشه مرسی قلمت طلا

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    ❤️ عزیزی

    ۱ سال پیش
  • باران

    1

    بهههه داره به جاهای خوب خوب میرسه، ممنون نویسنده جان

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    عزیزی ❤️

    ۱ سال پیش
  • آمنه

    1

    رمان عالیه مرسی نویسنده جان

    ۲ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    عزیزی

    ۲ سال پیش
  • آمنه

    1

    ممنون خوب بود فقط دوست دارم بیشتر درمورد ارشا وپولاد بنویسید تا بدونم کی هستن آخه گیج شدم

    ۲ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    نگران نباش گل پارتهای آینده پادشاه کامبک میزنه

    ۲ سال پیش
  • م.ر

    0

    دلکم دلبر کم چی آوردی سر من 🧡🧡

    ۲ سال پیش
  • مهسا

    1

    پس چرا پارت آخر نیست نویسنده جان؟ میخوام شروعش کنم میترسم پارت آخرو نذاری تو خماری بمونم🤕

    ۲ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    پارت آخر؟ رمان هنوز در حال تایپه تا پارت آخر خیلی فاصله داره! پارت آینده رو فردا آپلود می‌کنم

    ۲ سال پیش
  • دینا

    7

    واقعا امیدوارم پولاد همون پادشاه باشه که حدس می زنم هست

    ۲ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    واقعا امیدوارم اما دل نبند که... برداشت آزاد 🤪🫣

    ۲ سال پیش
  • دینا

    3

    نهههههه نکن با دل ما ، اسباب بازی که نیست😂😂😭

    ۲ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    من کاری نمیکنم فقط یکم اذیت می‌کنم فکر کنم شونم به شونه پولاد خورده 😂

    ۲ سال پیش
  • دینا

    1

    😂😭 خدا به دادمون برسه . نویسنده مادر پولاد زرهه😂

    ۲ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    😅😂😂

    ۲ سال پیش
  • کلثوم

    2

    پولادهمون پادشاست عکس شخصیتا توچنل زهرابانوهست برین ببینید گیج وسرگردون نشین

    ۲ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    والا من عکس پادشاه رو نذاشتم تا وقتی که لو بدم کیه 😅🫣

    ۲ سال پیش
  • ...

    3

    وقتی فهمیدم پولاد تا گاراژ اومده من به جای شیدا سه تا سکته رو رد کردم😂

    ۲ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    کاریت که نشد؟ من نیازتون دارم 😂

    ۲ سال پیش
  • ...

    2

    نه فقط یه سلام احوال پرسی ریزی با ازراعیل جون کردم و برگشتم😂

    ۲ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    😂😂

    ۲ سال پیش
  • ثریا

    1

    دوست دارم هر چه زودتر سر و کله مهران و پادشاه پیدا شه

    ۲ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    پیدا میشه! اصلا نگران نباش

    ۲ سال پیش
  • دینا

    3

    پناه می برم به سوی خدا از پولاد رجیم 😂😂

    ۲ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    👌😂 ما نیز پناه می‌بریم

    ۲ سال پیش
  • اکرم بانو

    3

    بگو ک پولادم عاشق شیداست

    ۲ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    زیر لفظی بده تا بگم 😂😅

    ۲ سال پیش
  • هانیه

    3

    نویسنده جون پولاد همون پادشاه هست یا یکی دیگه هست

    ۲ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    از این نویسنده جون نخواه اسپول کنه 😅🫣

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️