پارت پنجم :

پسربچه به سختی سرپانشست و آماده‌ی دستور شد. همینکه ارابه عرض کوچه رو مسدود کرد، هر چهارنفرمان پایین پریدیم. ژیوان تسمه‌های اسب را آزاد کرده و با ضربه‌ای به پشتش آن را رَم داد. با اینکار سربازها نمی‌توانستند به راحتی ارابه را جابه جا کنند و فرصت بیشتر ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!