پارت صد و سی و چهارم :

ماه صنم کنار خاتون نشسته بود و بی حواس برای تازه عروس مجلس کف میزد. ثریا گوشه ی اتاق، زیر پرده ی توری که بالای سرش به کناره های دیوار بند کرده بودند، نشسته بود و پر حجب و حیا سرش را پایین بود. ماه صنم ولی خودش اینجا بود و فکرش هزار جا. کف میزد ولی برای غم های چنبره زده در اتاق دلش. نه برای ثریایی که در کمال سادگی به خانه ی بخت رفته بود. ثریا که خوشبخت بود. می گفتند شوهرش معلم است و خودش هم در کن

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!