معصومیت از دست رفته به قلم فرگل حسینی
پارت هشتاد و دوم :
****
بیست و چهار ساعت گذشته بود و لیلا در انفرادی به سر می بُرد.
خطایی نکرده بود اما مقصر شناخته شده بود.مثل همهی زندگیاش!
با خودش فکر کرد که دفاع کردن از خود خطا به حساب می آید.
با خودش فکر کرد و راه رفت.
راه رفت وفکر کرد.زندان واقعا جای عجیبی بود.با تمام مکان های دنیا فرق میکرد.
آدم هایش ،هوایش،قوانینش....
دلتنگی در این چهار دیواری دست و پا در می آورد و انسان را چو
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۹۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نشمین
0عالی. ولی کاش مشاهیر ب لیلا نامه بده تا امیدوار شه
۱ سال پیشZarnaz
0بی صبرانه منتظر پارت بعدیم ببینم چی میشه 😍😍
۱ سال پیشZarnaz
0عالی بود مرسی فرگل جونم مثلا همیشه گل کاشتی عزیزم 💋💋
۱ سال پیشHadis
2عاقبت تموم اون لعن ونفرینایی که برای ملک فرستادیم ویلچر نشینش کرد... من فک میکردم مرده باشه اما مثل اینکه به عذاب بدتری دچار شده... امیدوارم ماهیر و مصطفی بتونن یه کاری واسه لیلا انجام بدن تا نجات پیدا کنه
۱ سال پیشآسمان
0کاشکی ماهیر ب لیلا نامه بده لیلا رو از سردرگمی نجات بده 😔😔😔😔
۱ سال پیشاکرم بانو
0فک کنم اه ما گردن ملک نسارو گرف بس ک لعن و نفرین پشتش بود
۱ سال پیشساناز
0🩶💛💚💙🤍💜🩵❤️🧡🤎
۱ سال پیشراز
0ولی حق لیلا و ماهیر خوشبختی و آرامشه
۱ سال پیشراز
0فک کنم اگه مشخص بشه ک فرهان پدرش رو کشته بشه برا لیلا از طریق دفاع شخصی کاری کرد.ولی بازم ی جایی رمان ی چیزی کم داره اینکه ماهیر قاتله و آزاده
۱ سال پیشم.ر
0حق جفتشون خوشبختی هستش
۱ سال پیشA-a
0ممنون زیبا بود خسته نباشید👏👏👏🌸🌸🌸
۱ سال پیشهستی
1امیدوارم لیلا وماهیر هرچه زودتر ازاین مخمصه نجات پیداکنن
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مادمازل
1کاش لیلا ماجرای اینکه مهشید شوهرش و کشته بگه اونا از این به عنوان اهرم فشار استفاده کنن. وااای من یه جا دعا کردم ملک سکته کنه کج و کوله بشه 😂 حقشه واقعا زنیکه پررو تا آخرین لحظه فتنه بود پشیمونی هم نداشت. خوب کارما پس داد. ماهیر خب یه زنگی چیزی حداقل بزن تا این دختر حماقت نکرده🤦🏻 ♀️