پارت هفتم :

بخش چهارم


لیلی وقتی وارد تالار شد ابراهیم خان را دید که پشت میزش نشسته و مشغول نوشتن چیزی است بنابراین فقط سلام داد و در سکوت ایستاد تا او کارش تمام شود اما ابراهیم خان بی‌ آنکه سرش را بلند کند، پرسید:


_ از اقامتگاهتون ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!