کانای به قلم حمیده جاهدین محمدی
پارت چهارم :
بخش سوم
او از این دیدار ناگهانی، مشوّش و مضطرب شده بود و این در حالی رخ می داد که لیلی قبلاً بارها و بارها، این صحنه ی آشنایی و معارفه را در ذهنش، مرور و تمرین کرده بود و تصور می کرد برای رخ دادن آن، کاملاً آمادگی دارد اما حالا که در ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

ثریا
2من چرا استرس گرفتم 🤣🙄