پارت صد و ششم :

چند ماه بعد... واپسین روزهای مهر...
بچه‌ها درس الفبا را شروع کرده بودند. مهتاب مسئولیت رفت‌وآمد آن‎ها به مدرسه و تمرین درسهای‌شان در خانه را به عهده گرفته بود تا باری از دوش مژگان بردارد. شهرزاد بچه‌ی مطیعی بود و تکالیفش را خودکار انجام می‌داد اما شهریار معمولاً دمار از روزگار مهتاب درمی‌آورد.
امروز هم یکی از همان روزها بود....
مهتاب هوش و حواسش را جلوی مدرسه جا گذاشته بود Ù

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • میم

    0

    سیاوش برای مهتاب برادری دلسوز مهربان و کمی سختگیر،برای آتیه یه مرد وفادار،صبور،دلسوز،فداکار،عاشق ومهربان و همه چی تمومه ولی

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    این دختر حکم سنگ زیرین آسیاب رو داره😥🙏

    ۱ سال پیش
  • لیلا

    2

    شهرزاد نیم وجبی دست سیاوشو تو پوست گردو گذاشت😅😅😅

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    😅😅😅

    ۱ سال پیش
  • ماهرخ

    1

    درسته سیاوش با محبت بی جاش به اتیه حرص درآره اما خوشحال شدم این دختر دوسش داره

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    خداروشکر که روند داستان به دلتون نشسته🥰🥰🥰

    ۱ سال پیش
  • تارا

    2

    آره واقعا .همه ش میگم امشب دیگه یه عاشقانه جذاب درانتظارشه ولی یه چیزی میشه همه ش. ازبس سیاوش قصه عاقل وفهیم و دوسداشتنیه.

    ۱ سال پیش
  • تارا

    3

    من وقتی رمان هزار صفه ای ببینم دوساعته تموم میکنم اگه خوشم بیاد .این پارت پارت حالمو میگیره.اونم یه پارت.بی تو به سر نمی شود واقعا تموم شه نمیدونم چطور بسر کنیم بی سیاوش و*** ازبس دل نشین بود و انگار تو رمان زندگی می کردیم. جذاب بود.خانم جاری قلم بسیار زیبا وروان و ساده ای دارن.سپاس

    ۱ سال پیش
  • تارا

    2

    آخه چرا باید پارت پارت باشه..خداوکیلی حال آدم میگیره.تا فرداشب کی صبر کنه..قسمت خوب ماجرا بودا....

    ۱ سال پیش
  • مریم

    2

    منم همینو میگم پایان هر پارت ولی خدایی احساس میکنم اگه همش باهم بود انقدر بی تاب خوندش نبودیم

    ۱ سال پیش
  • مریم

    3

    باورم نمیشه پارت های کمی مونده باشه 🥲 این مدت با ، بی تو به سر نمیشود زندگی کردم دستتون همیشه به قلم خانوم جاری❤️

    ۱ سال پیش
  • مریم

    2

    تو این پارت ها فقط دلم میخواد ** و سیاوش زیاد باهم باشن بیچاره ها تا میان تنها بشن سر و کله یکی پیدا میشه😂

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️