پارت پنجاه :

چند ماه گذشت...
تقریباً بیست روز به تولد یک‌سالگی شهرزاد و شهریار زمان باقی بود. اوضاع کاری سیاوش هم با حضور محمدفرزین به خوبی پیش می‌رفت. رابطه‌ی دوستانه و کاری‌شان عالی بود و هر دو از این شراکت رضایت کامل داشتند. با اوضاع جدید سیاوش هم می‌توانست وقت بیش‎تری به خانواده‌اش اختصاص دهد.
وضعیت آتیه هم‎چنان نوسان داشت. گاهی نسبتاً خوب بود و گاهی تحت‌ تأثیر شرایط مختلف در فراز و

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مهی

    0

    اگه سیاوش بود هرگززز همچین رفتاری نمیکرددددد

    ۸ ماه پیش
  • فخری

    1

    عالی عالی دست گلت درد نکنه مریم بانوی عزیز قلمت مانا🙏🏻🌹❤

    ۱۲ ماه پیش
  • میم

    2

    خواهر برادر هردو مظلوم و بدشانسن😔😔🙏

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️