بی تو به سر نمی شود به قلم مریم جاری
پارت سی و چهارم :
فصل سوم:
روزها از پی هم گذشت و شب یلدا از راه رسید...
اولین سالروز ازدواج آتیه و سیاوش بود. و برای سیاوش چقدر تلخ بود که آتیه هرگز از آن روز با خاطرهای خوش یاد نمیکرد.
غیر از مهتاب و داوود، نرگس خانم هم به جشن و جمع کوچکشان پیوسته بود و قرار بود دو ماهی کمکحال پسر و عروسش باشد. درهرحال آن شب سایهی غم سنگینتر بود و هرچه گپ و گفتگو کردند تا لحظات شادی برای آتیه بسØ

لطفا صبر کنید...

فخری
0مریم بانوی خوش قلم ممنون از رمان خوبت خسته نباشی عزیزم قلمت مانا 🌹❤🌹❤