اینکا به قلم شهره احیایی
پارت نود و پنجم :
دقایقی بود که پریسا برای شستن موهایش به حمام رفته بود. بساط رنگ کاری را جمع کرد و مشغول مرتب کردن آشپزخانه شد. با آنکه پریسا گفته بود دست به چیزی نزند، ولی درست نبود حالا که مزاحم او شده کار نکند.
جلوی سینک ایستاد تا ظرفها را بشورد. موزیک ملایمی از تلویزیون پخش میشد یکی از خوبیهای خانهی پریسا همان ماهوار بود و برنامههای متنوعش.
همراه خواننده ترانه را زمزمه کرد.
با تمام دÙ
لطفا صبر کنید...
