پارت نود و پنجم :

دقایقی بود که پریسا برای شستن موهایش به حمام رفته بود. بساط رنگ کاری‌ را جمع کرد و مشغول مرتب کردن آشپزخانه شد. با آنکه پریسا گفته بود دست به چیزی نزند، ولی درست نبود حالا که مزاحم او شده کار نکند.
جلوی سینک ایستاد تا ظرفها را بشورد. موزیک ملایمی از تلویزیون پخش می‌شد یکی از خوبیهای خانه‌ی پریسا همان ماهوار بود و برنامه‌های متنوعش.
همراه خواننده ترانه را زمزمه کرد.
با تمام دÙ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️