آشتی جلد دوم به قلم سعیده براز
پارت هشتم :
وارد تراس شد و روی سرامیکهای سرد آن نشست .تمام وجودش در حال آتش گرفتن بودبا این
رابطه ی اجباری بیشتر و بیشتر از آروین متنفر شده بود.حالش از آروین کسی که به اصطلاح مـرد
بود بهم می خوردبه نظرش نامردتر از آروین وجود نداشت.
بی خوابی ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

فاطمه
3کاش آروین نمی اومد 😢دلم برای هیمن میسوزه 😭میشه دوباره به هم برسند🥺