اشتباه صحرا به قلم سعیده براز
پارت صد و چهل و ششم :
ـ سعید بفهم چی داری میگی؟ داری در مورد صحرا حرف می زنی. کم قضاوت بی جا کن پسره ی احمق.
ـ بابا............
ـ بابا و کوفت، زر اضافه نزن تا نیومدم اون دهنتو گل بگیرم.
اگر پدر جلوی بابا رسول را نگرفته بود، حتما برخوردی میانشان صورت می گرفت.
برای اینکه سعید را متوجه اشتباهش کنم، ادامه ی حرفم را زودتر می زنم.
ـ نمی تونستی، چون هاشمی از نقشه اتون خبر داشت، الیاسو هم اگه تونستی ببری واØ

لطفا صبر کنید...

فاطمه
0وای منم شکه شدم از دست یاسمین عزیزم خیلی ممنونم واسه رایگان شدن پارتها قلمت حرف نداره عالیه