پیله ی پروانه به قلم فرگل حسینی
پارت بیست :
پروانه خودش را به هوتن رساند وروبه رویش ایستاد. هوتن کلاه سفید هودی اش را پایین کشید وگربه اش را در بغل گرفت.
_مثل اینکه حالت خوب شده.
شانه ای بالا انداخت واز روی شانه ای هوتن به یک نقطه ای کور در دور دست ها خیره شد.
واقعیت این بود که هیچ وقت حالش بهتر نمیشد، حداقل در این زندگی که داشت، شاید اگر یک بار دیگر به دنیا می آمد این اتفاق شدنی بود.
_چیزیم نشده بود، فشارم افØ
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

فرگل حسینی | نویسنده رمان
پروانه که خیلی دیگه الان بی خبره
۲ سال پیشآزاده دریکوندی
0چه جالب! هوتن یه گربه زخمی رو از خیابون ورداشت و برد خونه اش بهش محبت کرد و همین اتفاق هم واسه خودش افتاد🥺💚 واقعا حامی خیلی.... کلمه ای براش پیدا نمی کنممممم
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
الان دیگه همه از حامی متنفر شدنولی وقتی که بفهمن که اونم گناه داشته وبدبختی بوده دلشون شاید بسوزه براش😂🫠
۳ سال پیشایلما
0چندش آوره اونم بابهاردختره ی نچسب 😕🤮حیف پروانه بااون مقایسه بشه بنظرم حامی اون دختره رودوسنداره فقط یه هوس زودگذره
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
اره بهار که خیلی نچسپه ولی انگار حامی دوسش داره باید ببینیم چی پیش میاد😂❤
۳ سال پیشهانا
0بی صبرانه منتظر پارت بعدیم ببینم واکنش پروانه چیه
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
دقیقا منم همین طور😂🤝
۳ سال پیشپرنیا
0یا خود خدا ،بهار هم ب ملکوت اعلی پیوست🤣🤣
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
اونم چه ملکوتی😂
۳ سال پیشساناز
0❤️❤️❤️❤️❤️
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
❤❤❤
۳ سال پیشZarnaz
0خب خب اولین نظر را میزارم💃😍اولا که بهاره پرو انگار پروانه آمده تو زندگی اون دوم واییییی چقدر خوشحال بشم پارت بعدی پروانه بیخیال بره آماده بشه جلوی این دوتا بره عالی میشه🤭😜🙃
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
همینو بگو دختره پروو سر خرو کج کرده اومده خونشون تازه، اونم اتاقش 🫠
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Alieh
0آخ حامی لعنتی چطوری دلت میاد پروانه رو اذیت کنی خدا کنه پروانه دیده باشه و اونارو اذیت کنه