پارت هفتاد :

نیل‌رام تنها سرش را تکان داد و چیزی نگفت اما ریوند دستش را بیشتر به کمر نیل‌رام فشرد و او را وادار کرد تا راه بیافتد. هر دو سمت مبل‌ها رفتند و نشستند، ریوند کنار نیل‌رام جای گرفت و پاهایش را روی هم گرداند، دستش را سمت مهیار دراز کرد و گفت:
- مهیار لطفا کمی آب برایم بریز، اکنون از تشنگی می‌میرم.
نیل‌رام در سکوت شاهد کار هایشان بود و برایش سوال پیش آمد که پناه کجاست؟ نه صدایی از اتØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۸۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت نقشه پارسه نهایی در رمان جادوی کهن - جلد اول پارسه نقشه پارسه نهایی
آخرین نظرات ارسال شده
  • طوفان

    0

    ای خدا ۲۴ اسفند تولدمه ولی خب یا یه اتفاق بد میفته یا یادشون نیست 🥲🥀🖤🥲

    ۳ ماه پیش
  • م

    0

    شه بانو اینقدر این میز رو سابید سوراخ شد بجااین باید یه تکونی به خونه خودت میدادی که شتر بابارش گم میشه 🤣🤣

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    یه پند هست میگه ثوابی که توی تمیز کردن خونه مردمه توی خونه خود ادم نیست.

    ۲ سال پیش
  • م

    0

    بله چهار شنبه سوزیه بیشتر بااین ترقه ها وانفجارا تا سیزده بدر هم ادامه اش میدن، دیگه اعصاب برامون نمیمونه هرلحظه ،یادش بخیر دوران بچگی ما آتیش های کوچیک روشن میکردیم به نیت سلامتی وطول عمر به تعدا همه اعضا خانواده وحتی عمو ودایی وخاله وعمه وخانوادشون خیلی درآرامش وشادی

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    جالب بود برام. کاش هنوز هم اینطوری معنا داشت.

    ۲ سال پیش
  • آرورا

    2

    عزیزان سال نوهمتون مبارک انشالله سال نو خوبی داشته باشید

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    همچنین عزیزم انشاالله سال پر بار و برکتی داشته باشی.

    ۲ سال پیش
  • سارا

    2

    عزیزم سال نو مبارک الهی که همیشه شادوخندان باشی وروزگاربر وفق مرادت😘😘😘😘😘

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم شماهم همچنین انشاالله سالی پر از برکت و سلامتی داشته باشید.

    ۲ سال پیش
  • نیلوفرآبی

    2

    خیلی خیلی قشنگ بود ممنون خسته نباشید

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم عیدتون مبارک.

    ۲ سال پیش
  • زهرا سادات هاشمی

    2

    خدا قوت بهت مثل همیشه عالی نیل رام چه جوری متوجه موقعیت بی کران شد باز دست گل به آب. اده

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم. خوشم میاد همتون بهش مشکوکید.

    ۲ سال پیش
  • طنین

    2

    هعی چهارشنبه سوری دیگ برا ما نمونده شده چهارشنبه سوزی امسال چقدر از جوون ها یا مردن یا عضویی از دست دادن ب خاطر چهار تا تق و توق من دوس دارم برم زمان مامان باباهامون تعریف میکنن ک با کاسه میرفتن از همسایه ها اجیل میگرفتن و جشن میگرفتن و شاد بودن دلم اب میشه الان فقط باید مواظب چشات باشی در نیاد

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    متاسفانه همینطوره. زیاده روی توی هرچیز باعث اسیب و خرابی میشه. حقیقت چهارشنبه سوری ترقه و فشفشه نیست، بلکه برپا کردن اتشی کوچیک و کنار اون با خانواده جمع شدنه.

    ۲ سال پیش
  • کلثوم

    1

    من خیلی درباره اسم نیلرام کنجکاو شدم و روی اسمش کراش زدم بخاطرهمین رفتم ببینم معنی داره یانه ک معنیش واسم جالب اومد نیل رام نام فرشته ورب النوع باران برف وتگرگ..وخب به عنصرنیلرام هم میخوره

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    بله درسته البته یه جا دیگه هم نوشته بود به معنای رام کننده یا ارامش دهنده هست.

    ۲ سال پیش
  • آمنه

    1

    خیلی خوب بود گرچه کم بود مهربانوی زیبا

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    چیزی دیگه از رمان نمونده عزیزم داره تموم میشه.

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️