پارت چهل و دوم :
***
نگاهی به محیط برفی اطرافم انداختم. یک عده هنوز داشتند اسکی میکردند و بعضیها هم مثل ما یک گوشه به سکوهای اطراف تکیه داده و نوشیدنی داغ مینوشیدند. سوفی امروز خانه سالمندان بود. تراپیستش گفته بود وقت گذراندن با هم سن و سالهایش برایش خوب است. نگاهم چرخ خورد و چرخ خورد و عاقبت روی بختالنصر ثابت ماند. صدقدمی دورتر از ما روی یکی از سکوهای بلند چهارزانو نشسته بود و سیگار میکشید. ش
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
پرنیا
1غذا خوردن همیشه الویت وی بود 😂😂
۱ سال پیشفاطمه
1سلام ممنون بابت داستان جالب و متفاوتتون بی صبرانه منتظر ادامه هستم سال نو رو تبریک میگم همراه با روزهای پراز تجربه خوب و شادی و پر خیر و برکتی داشته باشید
۲ سال پیشFafa30
0سلام عزیزم خسته نباشی مرررسی گلی پارت های خوبی بود
۲ سال پیشلیلا
0حوس الویه کردم😋😋
۲ سال پیشاکرم بانو
0وااای چه بااشتهامیخوره،دلم الویه خواست🥲🥲🥲
۲ سال پیشم
0خسته نباشید عالی بود،تاچند دقیقه پیش داشت از غم دوری امید میمرد تا گرسنش شدعاشقی ازسرش پرید🤣🙏
۲ سال پیشم
0چه خوب گفت،واقعا هردوتاتون خری،احمقا🤣🤣انگار بچه دوساله مادرشو گم کرده اینقدر گریه کرده،😅😅خب بتوچه رفته سر بزنه ،شاید سیارو برده
۲ سال پیشلیلی
2خاک تو سرت به حساب خودت امدی پیشرفت کنی
۲ سال پیشZarnaz
1چقدر ماهی مهربونه هم با سوفی آشتی کرد هم با آقای تد😍
۲ سال پیشZarnaz
0فول عالی مرسی فاطمه جونم مثل همیشه گل کاشتی عزیزم ❤️❤️خسته نباشی 💋💋
۲ سال پیشفاطمه ❤️
2این بچه هم تعادل رفتاری نداره 😂
۲ سال پیشمهلا
0💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜
۲ سال پیشآمنه
1سلام بانوی مهربان واقعا عالی بود نویسنده جون ای کاش این سوفی حافظه برگرده وبه این بینوا ماهی خانم هدیه ای میراثی داده بشه که خونه خوب گیرش بیاد آخه بعد هرسختی باید طعم خوشی روبچشه
۲ سال پیشنیلوفر آبی
2هردو پارت عالی بود خسته نباشید ممنون
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

م.م
0الان تو این اوضاع هوس الویه کردم و اسکیت 😂حالا الویه رو یکاریش میکنم ولی برف و اسکیت از کجا بیارم 😂