پارت هشتاد و نهم :

سیریوس می‌دانست که خواب‌گذار تنها قصدش این نیست که یک حکایت را تعریف کند و مقصود دیگری نیز دارد. برای فهمیدن باید تا انتهای داستانش صبر میکرد. اما گویی این فقط برای او یک داستان بود اما خواب‌گذار طوری داستان تعریف می‌کرد که گویی خود یکی از آن مردم است که در قبیله پس از سختی‌های فراوان، حالا زندگی‌اش روبه‌راه شده و تصمیم گرفته کمی از زیستنِ واقعیِ خود بهره بجوید. رفته‌رفته که جلوتر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سهیل۲۸

    2

    ولله منم گیج شدم به برسه به سیریوس😁😁 ممنونم عالی بود مثل همیشه

    ۱ سال پیش
  • زهرا صالحی (تابان) | نویسنده رمان

    خیلی ممنون عزیزم امیدوارم همچنان از خوندن ادامه‌ش هم لذت ببرین

    ۱ سال پیش
  • فاطی

    0

    😘نوکریم..❤❤❤

    ۱ سال پیش
  • فاطی

    0

    وای خدای من..سیریوس کارت ساخته اس..علاوه بر اینکه فراموشی گرفتی الان با این داستان گیج شدی..چه بد الان تو مغز سیریوس معلوم نیست چه خبره..

    ۱ سال پیش
  • زهرا صالحی (تابان) | نویسنده رمان

    باید یکی باشه بره هیپنوتیزمش کنه همه چی براش شفاف سازی شه

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️