پارت هشتاد و هفتم :

تا برگردند خواب‌گزار روی اولین پله‌ای نشسته بود که به تختِ زرین می‌رسید. تاج هفت رنگ به وسیله‌ی چند زنجیر طلایی، مانند همیشه مشغول نظاره کردن اتفاقاتی بود که در دلِ تالار بزرگ رخ می‌دادند. شاید نیز به‌زودی شاهد تاریکی و ورود سایه‌ها می‌شد...شاهد کشت و کشتار و از بین رفتن هر چه که بود. آرتور و پشت سرش سیریوس از درگاه راهروی خالی دور شدند. به‌سمت خواب‌گزار راه افتادند که در حال نزدیک

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۳۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطی

    1

    امیدوارم سیریوس حافظه اش و به دست بیاره..امکانش هست دوباره یه چیزی بخوره توسرش حافظه برگرده..

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️