پارت سی و پنجم :


هیچگاه با او لجبازی نمی کرد .فقط ای کاش در برابر شادیه آنقدر ضعیف نبود و از او حرف شنوی
نداشت.شام شان را که خوردند تلفن هیمن زنگ خورد محمد بود.هیمن زیر لب خدا به خیری کندی
گفتو جواب داد.
محمد از هیمن خواست برای شب نشینی به خانه شان بروند ....هر چه هیمن گفت که آنها بیایند محمد قبول نکرد و به هیمن گفت:
ـ برادرم توبیا و روی حرف منم حرف نزن....حتما آشتی و آرمین رو هم بیار.
مح

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۴۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نسا

    0

    جلد دوم از کجا تهیه کنیم

    ۱ سال پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    داخل دنیای رمان به نام آشتی جلد دوم موجوده

    ۱ سال پیش
  • حلما

    0

    سلام ببخشید هرچقدر جستجو میکنم جلد دوم رو نمیاره..برا خوندن جلددوم چیکارباید بکنم

    ۱ سال پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    از پایین همین صفحه رمانهای منومیاره اونجا دنبالش بگردید

    ۱ سال پیش
  • آوا

    0

    ممنون تا آخرش خوندم خیلی خوشم اومد واقعا هر قسمت رو که می خوندم اشتیاق خیلی زیادی برای پارت های بعدی داشتم ولی قسمت آخر که خوندم میخواستم برم قسمت بعدی که دیدم تموم شده خلاصه قسمت خیلی خوب بود و خواننده رو جذب میکرد من رمان های دیگه ی شما رو بجز یکی دوتا شونو خوندم اونام عالین امیدوارم موفق باشی 😘

    ۱ سال پیش
  • لعیا

    0

    پارت بعدی کی میادددددددددد

    ۱ سال پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    این جلداول بود باید جلد دوم وبخونید

    ۱ سال پیش
  • نورا

    0

    اسم جلد دوم چیه؟

    ۱ سال پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    آشتی جلد دوم

    ۱ سال پیش
  • هما

    0

    خیلی خوب بودذلم برای آشتی سوخت

    ۱ سال پیش
  • رهاغفارمنش

    0

    رمان خوبیه

    ۱ سال پیش
  • بارمان

    0

    خیلی رمان قشنگی بود اما به نظر من هیمن نباید دست از تلاش برداره اگه زن و بچشو دوست داره بابد براشون بجنگه تا بدستشون بیار خواستن توانستن است ❤️ 🩹

    ۱ سال پیش
  • شقایف

    1

    سلااام ، خیلی عالی هست، پارت بعد کی میادددد😍😍😍🙏🏻🙏🏻🙏🏻☺️☺️☺️

    ۱ سال پیش
  • بارمان

    0

    کاش عموی منم همین قدر خوب بود مثل هیمن اما ای دل غافل 🖤

    ۱ سال پیش
  • حلیما

    0

    رمان عالی بود تشکر میکنم از نویسنده رمان خیلی خوب بود

    ۱ سال پیش
  • حلیما

    0

    رمان عالی بود تشکر میکنم از نویسنده رمان خیلی خوب بود

    ۱ سال پیش
  • شقایق

    0

    بسیار بسیار زیبا

    ۱ سال پیش
  • فرخنده

    0

    خیلی عالی بود ممنونم از شما

    ۱ سال پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    ممنون فرخنده جان

    ۱ سال پیش
  • سمانه

    0

    معرکه است رمانش...مشتاقم که باقی پارت هابازبشه وبخونم ببینم اخرداستان چی میشه

    ۱ سال پیش
  • ستاره

    0

    سلام خسته نباشید نوشته پارت بعدی 1روز دیگر یعنی هنوز این جلدش تموم نشده؟

    ۱ سال پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    جلداولش تموم شد می تونید جلد دوم وتهیه کنید

    ۱ سال پیش
  • ستاره

    2

    حالا نوبت آشتی که بگه با مردی که به فکر زن و بچش نیست زندگی نمیکنم

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️