پارت هفتاد و هفتم :
- فکر کردی خیلی زرنگی و ما هم یه گوشه میشینم به افتخارت دست میزنیم؟ تو شدی رئیس بازی، اتاق شده واسه تو، همه واست سر خم کردن گفتی لابد سورن هم عین خر سرشو میندازه پایین! عکسا کجاست؟
رئیس بازی... امیر باز چه غلطی کردی؟ باز سر اون روحیهی ریاست طلبیت چه گندی بالا آوردی؟
آرمان بالاخره به حرف اومد:
- تو جدی فکر کردی عکسا رو اینجا گذاشتیم؟
تازه متوجهی صداÛ
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
گگگ
7اینجاست که شاعر میگه خودم ریختم پشمام موند لعنتیا اینا دیگه چه مخی هستن من این نسل دومُ حدود پنج بار خوندم بازم متوجه نشدم چه گهی میخورن اینا دیگه چه جونورایی هستن گاد بزرگ خودت اینارو محو کن از زندگی نگار
۲ سال پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
ببین عزیزم، دوتا دختر میاری، میگی من اگر مخ لاله رو زدم یه مسابقه معمولی میدم و هیچ ضرری به هیچکسی نمیرسه ولی اگر مخ ترانه رو زدم، باید یه مسابقهی خاص و خفن که رئیس بازی طراحی میکنه رو توش شرکت کنم که اگر ببرم اینقدر پول گیرم میاد اگرم ببازم واسه برگردوندن پول دهانم سرویسه
۲ سال پیشسلنا
0عجب رمانیه خدایی فقط میتونم بگم پشمااام
۱ سال پیشmiss A
1خب اینجوری میتونن برا زدن مخ دختر اولی سعی بیشتری کنن تا اون پا بده
۱ سال پیشکیمیا
0گاد بزرگ کیل مییییی
۱ سال پیشیاه یاه یاه یاه
4وضعیت خواننده های رمان : هستی ام را به اتش کشیدی ....
۱ سال پیشسلنا
1جرررر اپلاسیون اینجوری بدون مو نمیکرد منو😂جدی چی تو سرشونه نویسنده فکر قلب مام باش دیگ
۱ سال پیشمهتاب
1پشمی برام نمونده نسل دوم؟؟ هعییی
۲ سال پیشآنیا
0وایی وایی وایی شماهاچراآدم نمیشین حتمابایدیه جابد بگابرین🤦 ♂️😵
۲ سال پیشنرگس
0عالییییییییییییییییییییی
۲ سال پیشالهه
9به احترام پشمای ریختم یه دیقه سکوت
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

آتوسا
3سکوت.سکوت.سکوت تنها راه جلوگیری از ریختن خودم و پشمام حاجییی خودم ریختم پشماممم موند مگه نمیگم یواش یواش