پارت هشتم :
فصل چهار
پرتو بیحوصله دوباره از همهی همکارانش خداحافظی کرد، دیشب زمانی به خانه رسید که مادرش خواب بود و صبح هم زودتر بیدار شد تا با مادرش همکلام نشود؛ اما آخر که چه؟ کلافه دستی بر روی پیشانیاش کشید و تا رسیدن به خانه در تاکسی عمیقا ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

ریحا
0خیلی دردناکه که خانواده فرزندشون رو درک نمی کنند خسته نباشید نویسنده های عزیز