پارت هفتاد و نهم :

- بالاخره تموم شد؟
- آره بابا، مجبور شدم سه ساعت واسشون فک بزنم تا حالیشون بشه یارو خودش این‌کاره ست مقصر ما نبودیم که!
مهرداد که تازه از یکی از دفترای تو کلانتری اومده بود بیرون شدت بی‌حوصله و عصبی به‌نظر میومد، چون مجبور شده بودیم برای‌اینکه ثابت کنیم زخمی شدن ملکی کار ما نبوده بیایم اونجا و همه چیو رک و راست براشون توضیح بدیم. آخرشم فقط با اومدن زن و بچه‌اش فهمیدن داستان ما ت

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مبینا

    0

    هر بار اسم جمال آباد رو میبینم خنده ام میگیره 🤣

    ۳ ماه پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    ضایع ترینشون شاتوت مجله بود🤭

    ۳ ماه پیش
  • میم

    1

    از نظر من خوب بود شرط هاش اما فکر نکنم مهرداد قبول کنه

    ۱۰ ماه پیش
  • سهیل۲۸

    3

    دمت گرم میلاد😁😁

    ۱ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!