پارت هفتاد :


سمیرا با دهن‌کجی نگاه گرفت و خواست برود که پرهام ادامه داد:
_ در ضمن آخرین بارت باشه بااین دخترا اون‌قدر گرم می‌گیری که بعد بخوای بازجوییشون کنی و دهن لقی کنن! بعد از معرفیشون کلا قطع ارتباط می‌کنی، فهمیدی؟
سمیرا بدون این که برگردد و جوابی بدهد، به آشپزخانه رفت، پرهام نگاهش را از یاشار و آرش گذراند و به اتاقی رسید که می‌دانست هدی به آن پناه برده است، حواسش به همه‌چیز بود،

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم

    1

    واقعا چه قدر زیادن دخترایی مثل هدی که عاشق میشن و بهترین روزای زندگیشون خراب یه عشق یک طرفه میشه😢

    ۸ ماه پیش
  • اسرا

    1

    بانصف پول آپارتمان مگه نمی تونی یه جادیگه بخری متاسفانه انسان همیشه طماع 🙏😑

    ۸ ماه پیش
  • اکرم بانو

    1

    میخوام بدونم کی پرهام رو ول کرده رفته که این اشغال شده

    ۱۲ ماه پیش
کپی شد!