پارت نوزده :


ولی از همین حالا خبر را پخش کردند تا دیگر کسی نیت خیری نداشته باشد!
و انگار در همین مدت کوتاه هیمن چند سال جوان تر شده بود .عذاب وجدان خواست تا حال خوشش
را خراب کند که یاد رفتارهای بد آروین با آشتی افتاد و اینکه او هیچ وقت اشتباهی مرتکب نشده .
عذاب وجدان هم دید بی انصافی است که هیمن را اذیت کند ،پس دیگر به سراغش نیامد.
شادیه و محمد مهمانی را ترتیب دادند .. هر چند دل شادیه

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • حنانه

    0

    الانم شاید به کمک همون گروهه مرگشوصحنه سازی کرده

    ۱۲ ماه پیش
  • حنانه

    -1

    احساس میکنم اروین عضو ی گروهی بوده که همچین ارمانایی که زن و بچه باعث ....رو کردن تو کلش

    ۱۲ ماه پیش
  • هاله

    0

    امان از دل شکسته یک زن

    ۱ سال پیش
  • فاطی

    0

    عالی عالی عالی عالی عالی

    ۱ سال پیش
  • .........

    0

    ...........

    ۱ سال پیش
  • سارا

    3

    میگم از این که آروین برمیگرده بیشترشون مطمئنیم ولی کاش وقتی برگرده که اشتی عاشق همین شده و دارن به خوبی زندگی میکنن و این که ممنون ازت سعیده جان بابت رمان زیبات من تقریبا تمام رمان های دنیای رمان رو خوندم الان دیگه هر رمانی جذبم نمیکنن بالخره بد چند ماه یه رمان عالی پیدا کردم ممنون واقعا

    ۱ سال پیش
  • Sana

    0

    آروین زندست و میاد با آشتی زندگی میکنه

    ۱ سال پیش
  • غروب مهتاب

    0

    خیلی رمان جذابیه عاشق این رمان شدم البته من خیلی رمان های زیادی خوندم اما این یکی واقعا به دلم نشست و کاش آشتی دل بده به هیمن البته ازنظرمن فعلا چیزی معلوم نیست و رمان حتما جذابتر از این حرف هاست:)

    ۱ سال پیش
  • راز

    2

    دختر جان این مرد کنارت شوهرته نه عموت،آدم ک زن عموش نمیشه.و این ک من فکر میکنم آروین زنده و پشیمون برگرده ک اگه برگرده هر چند سال آشتی و هیمن با هم زندگی کرده باشن عقدشون باطل میشه فک کنم.من ک دلم نمیخواد برگرده. چی بود این گنده دماغ هر وقت دلش بخواد بره هر وقت دلش بخواد بیاد انگار نوبرشو آورده

    ۱ سال پیش
  • نشمین

    13

    چ خوب ک ب هم رسیدن .آشتی این عمو گفتند دیگه چیه آروین و فراموش کن بچسب ب هیمن

    ۱ سال پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    والااااااا😅

    ۱ سال پیش
  • A-a

    6

    چه خوب شد بهم رسیدن وآشتی به آرامش میرسه. ولی من فکر میکنم آروین زنده وبرمیگرده کاش زندگی این ۲ تا خراب نشه.ممنون عالی بود👌👏💐

    ۱ سال پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    چه حدس های جااااالبی مخاطبهای باهوش من

    ۱ سال پیش
  • مهسا

    7

    کاشکی هرچه زودتر آشتی آروین رو فراموش کنه و عاشق هیمن بشه . ب نظر من حسی ک آشتی ب آروین داره عشق نیست حس مسئولیت داره نسبت ب آروین ولی فک کنم کنار هیمن عشق واقعی رو تجربه کنه

    ۱ سال پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    کاملاااااا درسته

    ۱ سال پیش
  • آمنه

    2

    سلام ممنون واقعا معرکه هست به آخر هر مارت که می رسیم میگم نه اگه یک پارت هدیه میذاشتیم من بهتر می فهمیدم چی میشه ولی میدونم تا آخر رمان من این احساس رو دارم

    ۱ سال پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    ممنون آمنه عززز

    ۱ سال پیش
  • هانیه

    0

    بچه ها جالب میشه که همین واشتی ازدواج کن اروین زنده باشه بعد بیاد بگه که عاشق اشتی

    ۱ سال پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    شما خواننده ها خودتون یه پا ایده پردازین😍

    ۱ سال پیش
  • عاطی

    2

    اینقدر بهش نگو عموووو دلش می شکنه هیمن دستشو بگیر لمسش کن دیگه نمیگه عمو بهت🙃

    ۱ سال پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    وااآای عاااااطی🤣🤣🤣🤣🤣

    ۱ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!