بال های زخمی به قلم حانیه باصری
پارت سی و هفتم :
نفس همچنان توی سینه ام حبس بود و تلخی کامم غیر قابل تحمل شده بود.
حلقه انگشتانم را دور فرمان ماشین محکم تر کردم و منتظر سؤالش ماندم
- هنوز هم منو دوست داری؟
آرام، آرام بازدمم را بیرون فرستادم.
سرم را به سمتش چرخاندم و چانه ام لرزید.
- این چه سوالی که تو ازم میپرسی؟
نگاه جدی اش بین اجزای صورتم چرخید
- جوابش یک کلمه است پرواز. آره یا نه.
جواب را خودش میدانست بهتØ
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۰۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
هدی
1پرواز چی به سهند گفت؟؟؟؟😳 با خودت چند چندی جانم حالا دکتر یا سهند؟
۲ سال پیشHadis
0این اهنگشم گوش میده اسم منه دیه نیییار جلو چشام دیگه نیییا😂😂😂😂😂
۲ سال پیشNajva
2پرواز داره محسن لرستانی گوش میده.😂❤️
۲ سال پیش
حانیا بصیری | نویسنده رمان
😂😂😂
۲ سال پیشA-a
0ممنون عالی بود خسته نباشید قلمتون پایدار👏💐
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

سارا
1خوب شد😎😎😎😎