لرد تاریکی به قلم حدیث افشارمهر
پارت بیست و نهم :
سکوتی سنگین میانمان حکمفرما شد. تنها صدای گامهای محکم لُرد روی سنگفرشهای سرد دالان طنین میانداخت. گایوس آرامتر از قبل قدم برمیداشت، اما اضطراب در چهرهاش موج میزد. من هم حال بهتری نداشتم؛ انگار تودهای از یخ درون سینهام جا خوش کرده بود. مدوسا دشمنی نبود که بتوان بهسادگی از کنار نامش گذشت.
به سرعت کنار لُرد قدم برداشتم.
– نقشهمون چیه؟
نگاهش را ب
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۵۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
مرضیه
4این مدوسا خیلی عفریته و سلیطه س 😡 من و یاد اون زنایی میندازه که با یه مرد زن دار رو هم میریزن البته نه همشون🤣🤣
۱ سال پیشتارا
4حدیث جانم رمانت رو خیلی زود داری جمع بندی میکنی این که لارا اسم تمام شخصیت ها و چهره های اونارو میشناسه بدن هیچ تعریفی قلمت روضعیف میکنه به نکته های ریز رمانت هم دقت کافی نداری ولی دوست دارم ادامش بدم
۱ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
چون پارتی مینویسم و یک هفته فاصله میوفته باعث میشه فراموش کنم ولی ممنون میشم یادآوری کنین یا گوشزد کنین چون نقدای مثبت باعث پیشرفت نویسنده میشه 💋🫶🏻
۱ سال پیشNiloofar
1عالی بود خداقوت🥰
۲ سال پیشدلارام
2❤️❤️به معنی واقعی کلمه عالی بود❤️❤️
۲ سال پیشکیمی
3میشه زود به زود پارت بزارینننننن لطفااااا
۲ سال پیشبانو
4خوبه ولی میشه زود پارت بزارین
۲ سال پیشفاطمه ❤️
6ایزاکین تو میتونی🌟💜🌟💜
۲ سال پیشاکرم بانو
7لرد که قدرت نداره الان،چکاربایدانجام بده؟
۲ سال پیشنیلوفر ابی
3بنظرم لرد نجاتش میده عالی بود خیلی عالی بود ممنون
۲ سال پیشفاطی
3وای خدای من حدیث جان دارم بالا و پایین میپرم خیلی باحال بود..ماچ عزیزم
۲ سال پیشثریا
5وای خدا من چجوری 5 روز دیگه صبر کنم🥺😍🎊
۲ سال پیشساناز
4💛💙🩶❤️🤍🧡🤎💚💜🩵
۲ سال پیشزهرا
3جالب بودوچقد از لرد خوشم اومد 😍 منتظر بقیه پارت ها هستم
۲ سال پیشZarnaz
3عالی عالی دستت درد نکنه ❤️❤️خیلی خیلی قشنگ بود مرسی ❤️❤️تولدت مبارک ❤️❤️💋💋
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

نگار
0این مودسا ی عوضی میخواد که قدرت لرد کم بشه وگرنه برای چی باید این کار رو میکرد خیلیییی قشنگ و باحال بود مرسی ازت حدیث جونم 💙💙💙💙