اشتباه صحرا به قلم سعیده براز
پارت صد و هفتم :
ـ خب حالا مگه من چی گفتم؟ این قدر طرفشو گرفتی که حتی حاضر نیست از شیر خودش بچه اشو سیر کنه و از پول تو بدبخت شیر خشک میخره.
ـ اصلا تو چیکاره ای که در این مورد نظر بدی، انگار مشاور خانواده است!!! زن من عاشق این بود که خودش به بچه اش شیر بده، من احمق ترسوندمش، شیرش خشک شد. حالا زنم باید به تو جواب پس بده؟؟؟
با این حرف سعید، پرستار دیگر حرفی نمی زند، اما بعد از دقایقی با آرامبخشی که از دکتØ

لطفا صبر کنید...

لیلی
0وای چقدر با این پارت خندیدم🤣🤣از دست این سعید و بازی هاش😂ممنون برای پارت بانو