اشتباه صحرا به قلم سعیده براز
پارت صد و دوم :
بلافاصله بعد از شنیدن این حرف، مادر الیاس را به سعید می دهد و بعد دست سعید را می گیرد و به داخل خانه هدایت می کند.
ـ بیا بچه اتو خودت آروم کن.
شاکی پشت سر مامان و سعید راه می افتم.
ـ مامان کجا می بریش؟
سعید هم حسابی از رفتار مادر شوکه شده و با تعجب به مادر و دست خودش که در دست مادر است نگاه می کند، چرا که سعید هنوز نمی داند این زن مادر زنش است.
ـ غذا حاضره، دارم می برمش سر میز
لطفا صبر کنید...

م
0کلا ناهار رو امروز کوفتشون شد،اول اون طلبکار بدهکار حال هم اینا قرار بود چند ساعت دیرتر بیان