پارت صد و دوم :

بلافاصله بعد از شنیدن این حرف، مادر الیاس را به سعید می دهد و بعد دست سعید را می گیرد و به داخل خانه هدایت می کند.
ـ بیا بچه اتو خودت آروم کن.
شاکی پشت سر مامان و سعید راه می افتم.
ـ مامان کجا می بریش؟
سعید هم حسابی از رفتار مادر شوکه شده و با تعجب به مادر و دست خودش که در دست مادر است نگاه می کند، چرا که سعید هنوز نمی داند این زن مادر زنش است.
ـ غذا حاضره، دارم می برمش سر میز

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۰۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    0

    کلا ناهار رو امروز کوفتشون شد،اول اون طلبکار بدهکار حال هم اینا قرار بود چند ساعت دیرتر بیان

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️