پارت پنجاه و سوم :

پناه سرش را به نشانه فهمیدن تکان داد، انگار به خوبی متوجه حرف‌های شه‌بانو شده بود. نگاه دیگری به جدول جادو انداخت و نفس عمیقی کشید، اکنون با توضیحات شه‌بانو آن جدول پربار کمتر برایش گیج کننده به نظر می‌آمد. اما ناگهان کنجکاوی شدیدا قلقلکش داد. نگاهی به نیل‌رام انداخت و مردد زمزمه کرد:
- نمی‌خوای بدونی جادوت چیه؟
نیل‌رام نیم‌نگاهی به پناه انداخت، خونسرد و خنثی نُچی زیرلب گفØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۰۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت نقشه پارسه نهایی در رمان جادوی کهن - جلد اول پارسه نقشه پارسه نهایی
آخرین نظرات ارسال شده
  • طوفان

    0

    اخی بچم من عمیقا درکش میکنم عمیقاً 🖤🤍

    ۳ ماه پیش
  • GOLBARG

    1

    به عنوان کسی که تاحالا صدها رمان خوندم این و بگم که، همیشه پشت پرخاش ها و ناراحتی ها و همه صفات بد یه کرکتر دلیل هایی وجود داره...درسته میگیم نیل رام فلانه و....ولی در اصل نیل رام دوست داشتنیه با همه درداش

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    دقیقا، هیچ کس بد افریده نشده. زندگی و حوادثش باعث میشه افراد بد بشن.

    ۱ سال پیش
  • فاطمه ❤️

    3

    این بچه هم لجبازه هم خیلی گناه داره به خدا افسردگی از نوع حاد داره🫂🌟💜🌟💜

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    اره متاسفانه داره.

    ۲ سال پیش
  • سهیل۲۸

    4

    منتظر بودم جادوی نیل رام خودشو نشون بده ولی با واکنشش حالم گرفته شد امیدوارم بتونه با جادو روحیه شو بدست بیاره

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    لیاقت نداشت.

    ۲ سال پیش
  • یاس

    2

    خیلی ممنون عزیزم،کاش پارتاروطولانی تر بزارین

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    سعی می کنم عزیزم اما دستم درد زیادی داره.

    ۲ سال پیش
  • یاس

    1

    خیلی سپاسگزارم ازتوجهتون،امیدوارم دستتون خوب شه

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم ایشالله.

    ۲ سال پیش
  • اکرم بانو

    4

    آخی دلم سوخت...همیشه این ماییم که بارفتارامون کارایی میکنیم که بعضی آدماعوض میشن،هیچ *** از اولش بدنبوده،شایدبدی دیده😔😔😔

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    متاسفانه همینطوره. گاهی به کوچک ترین حرفی که شاید از نظر ما چیزی نباشه به بقیه اسیب وارد میشه.

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر ابی

    2

    دلم برای نیل رام سوخت که مورد آزار بوده خیلی بده این حس حقارت من درک میکنم حتی اینکه طغیان کنه فکر کنم جادوش کنترل آبه خیلی زیبا بود ممنون

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    منم عمیقا درکش می کنم. قبلا برای خودم اتفاق افتاده. به نظرم جادوی اب خیلی قشنگه. ممنونم عزیزم.

    ۲ سال پیش
  • برکه

    2

    نیل رام از ریوند خوشش میاد یا من اینطور حس میکنم ؟ چون انگار مسائل مربوط ب اون ی جور دیگ براش مهمه

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    به نظر من هم همینطوره.

    ۲ سال پیش
  • آمنه

    1

    واقعا عالی بدون مغز زود قضاوت کرد احساس میکنم جادوی اون تنفر باشه

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم.

    ۲ سال پیش
  • زهرا سادات هاشمی

    2

    خیلی هم عالییییی بود مرسی داره جذاب تر میشه خسته نباشی رمانم بالاخره تونستم پیدا کنم مرسی

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم خداروشکر که مشکلت حل شد.

    ۲ سال پیش
  • سارا

    2

    دوستمون درست حدس زده بود عنصرش اب بود مرسی نویسنده گل😘😘😘

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    ممنونم که انرژی میدید.

    ۲ سال پیش
  • ‌.‌

    3

    اخی عزیزوم کاش نیلارم بشه همون دختر مهروبن سابق

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️