لرد تاریکی به قلم حدیث افشارمهر
پارت بیست و ششم :
سخت مشغول صحبت کردن بودند که صدای لرد توجهم را جلب کرد:
-لارا، فکر های توی سرشه که من رو امیدوار کرده.
صدای پر از پوزخند ایوا بلند شد:
-لارا؟ همچین چیزی فکر نمی کنم.
لرد پایش را روی زمین کوبید و قاطع گفت:
-چیزی که ما سال ها بهش فکر کردیم توی ذهن اون داره چرخ می خوره، دختر باهوشیه.
-اون یه چیزی داشت که بعد از پونصد سال لرد رو از کالبد سنگی بیرون کشید.
زین بود که این ح
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۶۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نگار
0چه باحال بویایی و شنوایی خیلی قوی باحاله ها خب پارت واقعا خوب و هیجانی بود مرسی حدیث جونم 💙💙💙💙
۳ ماه پیشالناز
0واااااییییی کلا وایب تاج و تخت و وایکینگز و داره لرد منو یاد جان اسنو انداخت برف و سرماشم یاد شمال کلا ایزاکینو جان اسنو تصور میکنم😍😍😍😍😍😍
۶ ماه پیشمهناز
0فقط میتونم بگم واااای
۸ ماه پیشلارا
1عالیهه، محشرههه💜
۱ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
خدایا شکرت
۱ سال پیشمرضیه
6آقا چرا اسم مدوسا رو تو ذهنم بد میکنی😭😭🤣🤣
۱ سال پیشالی
1بازم مثل همیشه عالی بود
۲ سال پیشFch
2خیلی رمان خوبیه ولی چرا از پارت ۲۶ قفله ؟
۲ سال پیشFch
2خیلی رمان خوبیه ولی چرا از پارت ۲۶ قفله ؟
۲ سال پیششنیا
1عالی مثل همیشه♥️🥹
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
🥺🫶🏻
۲ سال پیشمعصومه
3خیلی جالب و قشنگه من از این مدل رمان ها خیلی خوشم میاد فقط یه چیزی بپرسم چطور از قسمت۲۶نمیاره مطالب رو میگه دانلود کنم هر کاری میکنم باز نمیشه برام😔
۲ سال پیشسوما
1بی نقص ترین رمان عمرم عالی🤐🩵
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
😍💋🤍 عزیزدلم
۲ سال پیشسوما
2وای قلبم تو دهن آمد دختر دمت گرم با این رمان جیگرتو حال کردیم به افتخار حدیث جون👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
جان دلی
۲ سال پیششکار قلمرو لرد
1عالیییییی💙💜 ولی واقعن ترسناک بود 😅
۲ سال پیشاکرم بانو
1ایوا دختربود یاپسر؟
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
دختر
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

توتفرنگی
0داداش حاچیدم به خودم اون دیگه چه هیولای بود رمانت عالیه