پارت هشتاد و نهم :

ـ کثافت، آشغال، کدوم ناز کردن، هان؟؟؟؟
از الیاس دورش می کنم و به سمت در خروجی هلش می دهم.
ـ تو برای من مردی، چه ناز کردنی احمق.
سعید برمی گردد و می خواهد مانع از هل دادنش شود که در صورتش فریاد می زنم:
ـ یه آزمایشDNA باعث شد زن و بچه اتو باور کنی؟ تا قبل آزمایش که فکر می کردی بهت خیانت کردم و الیاس بچه ی حمیدِ.
سعید همچنان آرام سرجایش ایستاده و مچ دست هایم را محکم گرفته، نمی دØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    0

    عالی وخوب سپاس🌹

    ۱ سال پیش
  • دوس

    0

    امیدوارم صحرا اینقدر عاقل باشه که دوباره به سعید برنگرده

    ۱ سال پیش
  • میم

    0

    از سعید متنفرم آخه یه آدم چقدر میتونه عوضی باشه خدا کنه صحرا با حمید ازدواج کنه تا *** سعید بسوزه

    ۱ سال پیش
  • آمنه

    1

    یعنی تا اینقدر وقیح هست که رابطه بخواد در صورتی که به زنش تهمت زده بود واقعا گند زد به تمام عشق ها اخه اول عاشق بود ببین چی شد

    ۱ سال پیش
  • اسرا

    1

    چقدروقیح وای این بجای پشیمانی چی میگه یعنی آتش گرفتم🙏😡

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️