پارت هشتاد و هفتم :

ـ فقط بابا خوابه اونم به خاطر شیمی درمانی ساعت خوابش تغییر کرده.
ـ حالا چرا به چشم هام نگاه نمی کنی و این قدر معذبی؟
هاشمی وارد حیاط می شود و من دروازه را می بندم و با هم هم قدم می شویم.
ـ خب چون در حقتون بد کردم؟!
ـ چه بدی؟ تو فقط وقتی شرایط بهتر برات پیش اومد، انتخابتو تغییر دادی.
دستی به پیشانی ام کشیدم.
ـ انتخاب شما و یا همسر فعلیم هیچکدوم به رضایت خودم نبود، بابا تع

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    2

    خوب شداینجورجواب هاشمی داد🙏

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️