پارت سی و سوم :

- بله خودم هستم. باید هم دیگه رو ببینیم.
- بله، حتما کجا بیام؟


نفهمیدم چگونه لباسهایم را پوشیدم و آرایش مختصری هم روی صورتم انجام دادم.
تنها وقتی به خودم آمدم که ده دقیقه زودتر در محل قرارمان حضور پیدا کرده بودم
یک مرکز خیریه کودکان بی سرپرست یا بد سرپرست در غرب شهر.
نمیدانستم چرا بین این همه کافی شاپ و پارک یا حتی خود بیمارستان‌! چنین جایی را برای قرار گذاشتن Ø

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا

    2

    ولی من هیچ علاقه ای به فرهاد ندارم حس میکنم سهند خیلی با پرواز قشنگ ترن

    ۲ سال پیش
  • چهار نقطه

    1

    خسته نباشید ممنون از پارت های قشنگ و زحماتتون🌱🙏🏼

    ۲ سال پیش
  • چهار نقطه

    4

    چقدر بچه ها گوگولین😂😍 فقط اون فسقلی که گفت این خاله خوشگله زنته😂🤣

    ۲ سال پیش
  • ملیکا

    2

    تا میرم تو حس پ.ارت تموم میشه😂 چرا سهند دیگه نیست نگرانشم☹️

    ۲ سال پیش
  • یگانه

    1

    کاشکی کامل بود و همشو میخوندم))

    ۲ سال پیش
  • ._.

    1

    رمانتون خیلی خوبه با تمام رمان هایی کا خوندم فرق داره و بی صبرانه منتظر پارت بعدیم

    ۲ سال پیش
  • عسل

    1

    خیلی دوست دارم داستان همینطور متفاوت پیش بره...چون حس هایی که پرواز تجربه کرده یه جور حس جدیده ما بین رمان هایی که خوندم و این برام جذابه...قلمتون مانا.

    ۲ سال پیش
  • حانیا بصیری | نویسنده رمان

    انقدر نظرات اکثرتون کامل، دقیق و ریز بینانه است که کیف میکنم ❤️ مرسی از همگی

    ۲ سال پیش
  • N.A

    1

    بی صبرانه منتظرم ببینم این دو تا توی رابطه عاشقانه چجوری ان قلمت معرکه است دختر

    ۲ سال پیش
  • ...

    5

    فرهاد کراش العالمین🙏💅🏽

    ۲ سال پیش
  • Hadis

    1

    عالی بود حانیا جون پرقدرت ادامه بده❤️

    ۲ سال پیش
  • حانیا بصیری | نویسنده رمان

    مرسی 😍❤️

    ۲ سال پیش
  • م.ر

    1

    آخه چقدر زیبا مینویسی بانو 🥰🥰🥰

    ۲ سال پیش
  • حانیا بصیری | نویسنده رمان

    😍❤️

    ۲ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    2

    فقط منم که از حسی که پرواز نسبت به فرهاد داره اذیت میشم؟ و یاد سهند میوفتم؟

    ۲ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    اخی بمیرم واسهه اون بچهه هاا

    ۲ سال پیش
  • Hadis

    1

    چرا پرواز با وجود سهند قلبش واسه فرهاد میتپه در نتیجه یا عاشق سهند نبوده و فقط یه علاقست که صرفا از سر بی کسی بوجود اومده یا هم اینکه یه حس زودگذر نسبت به فرهاد پیدا کرده که بعید به نظر میاد بنظرم فرهاد میتونه در ادامه ناجی پرواز باشه

    ۲ سال پیش
  • هدی

    1

    چه با اعتماد به نفس میگه بزرگ که شد عروس فرهاد میشه😅

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️