پارت نود و چهارم :


پرنیان توی تاکسی نشسته بود و به شیشه‌ی بخارگرفته‌ی ماشین خیره شده بود. صحنه‌ی بیمارستان از پیش چشمش کنار نمی‌رفت، آن‌جایی که روی تخت بیمارستان بود و مهرداد نگاهش نمی‌کرد چون تمام حواسش پی مهری‌جان بود تا او را به مراسم عقدش ببرد تا مبادا الناز ناراحت شود.
این دردها، این آزارها، این احساس حقارت چیزی نبود که بتواند فراموش کند.
مسئله دوست داشتن و نداشتن نبود، مسئله تصمیم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • اکرم بانو

    1

    وای باز چی شد

    ۸ ماه پیش
  • زهرا

    0

    وای فقط لطفا کیان نمیره اینجوری بشه افسرده میشم بخدا😭😭😭

    ۱ سال پیش
  • زهرا

    0

    فکر میکنم هرچی هست مربوط میشه به مهرداد و احتمالا برای کیان پرنیان و زندگیش تهدید شده

    ۱ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    رکورد حدس و احتمالات تعلق می‌گیره به این دوست عشق😘😘😘

    ۱ سال پیش
  • زهرا

    0

    واییی یعنی درسته خانم لرکی😍😍

    ۱ سال پیش
  • آمنه

    0

    ممکنه پرونده ای باشه که اگه مشکل اون حل نشه پای خانواده درخطر باشه ومیخواد با این دور بودن از آنها مواظبت کند یا اینکه مهرداد اون رو تهدید کرده که اگه برای ازدواج پیش قدم بشه نازی رو از پرنیان بگیره به هر حال مشکل بزرگ هست که این رفتار وحرفه زده شده واون هم از طرف کیان

    ۱ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    ❣️🎈

    ۱ سال پیش
  • ستاره

    0

    اولا ممنون بابت این رمان پر کشش و زیبا دوما مرسی که پارتها انقدر طولانی شده☺️❤️🌸

    ۱ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد... واقعا هرچی برای خیال اتفاق می‌افته به خاطر شماست

    ۱ سال پیش
  • شکوفه

    1

    کی پرنیان میخواد رنگ آرامش رو ببینه مهرداد به زمین گرم بخوری الهیییییی

    ۱ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    شکوفه اگر نفرینت بگیر بود، با حجم نفرین‌هات از شروع رمان مهرداد هزار تیکه می‌شد... عزیز با احساسم

    ۱ سال پیش
  • نسترن

    0

    واای چرا همچین شد!

    ۱ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    دیگه فراز و فرود داره رمان عزیزم❤️🎈 کار با کیفیت تحویل می‌دم😅

    ۱ سال پیش
  • زهرا

    0

    وایییی یه قسمت هیجانی دیگه خیلی این فراز و نشیب های دوست دارم انگار مازوخیسم دارم که آرامش به من نیاد😂😍😍

    ۱ سال پیش
  • آمنه

    0

    پناه بر خدا نویسنده جون میخواین تا ۶روز توی خماری اینکه مشکل چی هست بذارید جان دل رحمی کنید منتظر بودم ببینم مشکل درحال حل شدن هست حالا انگار میخواد در دل احساسات قیامتی بشه

    ۱ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    نه عزیزم امشب دوتا پارت داریم... به قرارم باهاتون کاملا پایبندم😘😘

    ۱ سال پیش
  • م.ر

    0

    ای جان خوشحالم کردی دلبر جنوبی 🥰🥰

    ۱ سال پیش
  • آمنه

    0

    باید بگم عین بچه ها ذوق کردم آخه تازه دیدم این پارت مال دیشب هست پس منتظر قلم پایدارتون هستم

    ۱ سال پیش
  • شکوفه

    0

    سلام بانو بازم که یه پارت غافلگیر کننده دیگه گذاشتی عزیزجان .قرار بود دوتا پارت بزارید دیشب هم یک پارت بوده اون دوتا پارت چی میشه شما همیشه خوش قول بودیناااااا

    ۱ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    این پارت دیشبه عزیزم... پارت‌های امشب گذاشته میشه قشنگم

    ۱ سال پیش
  • م.ر

    0

    پای مهرداد وسط باشه چی شده ممنون بانو

    ۱ سال پیش
کپی شد!