پارت چهل و نهم :

فصل بیست و دو

صدای وحشت‌زده‌ی ریوند که می‌دوید و نزدیک میشد، نیل‌رام و پناه را به خود آورد. به او نگاه کردند، نه دقیق‌تر بخواهم بگویم به پشت سر او، چیزی که پشت سرش بود... چهار دیو سپید که وحشیانه می‌خندیدند و با آرامش، انگار که اصلا برای کشتن عجله‌ای نداشتند، لحظه به لحظه نزدیک می‌شدند.
ریوند سریع خود را به دو دختر مهمانش رساند، جلویشان همچون قهرمان داستان ایستاد و مثلا س

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت نقشه پارسه نهایی در رمان جادوی کهن - جلد اول پارسه نقشه پارسه نهایی
آخرین نظرات ارسال شده
  • طوفان

    0

    خداراشکر که رمان تموم شده وگرنه اینجا پارت جدید نداشت من سکته میکردم 😵😵🔪😵🔪

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    از این نظر سود کردی

    ۳ ماه پیش
  • ریوند😎

    0

    چقدر رو مخه نیل رام خب وایسا ببین چی میشه بعد غر بزن ایششششششششش

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    اول غر میزنه بعد فکر میکنه

    ۶ ماه پیش
  • اکرم بانو

    4

    چرا آن پیمانمیکنن فرارکنن؟

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    چون ریوند خستست

    ۲ سال پیش
  • آمنه

    2

    واقعا عالی بد جایی انداختین ما رو تویسنده جان بین این بیقراری دل چه کنم تازه سفر کرده بودم وبا جوشان خو گرفتم ای کاش طولانی تر بود

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    جذابیتش به همین هاست دیگه

    ۲ سال پیش
  • A-a

    2

    ممنون عالی بود واقعا رمانتون گزینه مناسبی برای فیلم تخیلیه خسته نباشید👏👏👏👌🥀🌿🥀

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    باعث افتخار بندست لطف دارید.

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر ابی

    2

    امیدوارم ریوند موفق شه تا کمک برسه حتی تصورش وحشتناکه لازمه تو هر شرایطی خونسرد باشیم چون بهتر میشه فکر کرد و راه حل پیداکرد ممنون از خانم نویسنده عالی بود خسته نباشید

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    ممنونم دوست عزیز، بدبختی اینکه نمیشه واقعا خونسرد بود.

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️