پارت سی و هشتم :


کف دستم حسابی عرق کرده بود، نمی دانستم قضیه را چه طور به آیه بگویم.
نمی دانم چرا حتی اگر مرد ها خطایی بکنند ما زن ها باید حساب پس بدهیم و شرمنده شویم!!!
با این که گفتن حقیقت برایم دشوار بود اما قصد نداشتم دروغ بگویم و با صدایی لرزان گفتم:
ـ من ازش باردارم، مجبور بودم هر چه زود تر باهاش ازدواج کنم.
آیه سکوت کرد و من تمام ماجرا را برایش توضیح دادم و بعد از حرف های من آیه با ص

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.