پرتویی در تاریکی به قلم سعیده براز
پارت بیست و ششم :
و بعد حریص به جان لب هایم افتاد. می ترسیدم مقاومتی کنم و باز مجبور باشم برای بهبود آثارش
باز مدتی را با او سر کنم و این که از مقاومت سری پیش چه چیزی نصیبم شده بود؟
باورم نمی شد کسی بتواند از رابطه ی اجباری لذت ببرد، اردوان می دید که او را نمی خواهم
و باز هم به خواسته ی خودش اهمیت می داد، چرا تا قبل از این ماجرا به این موضوع فکر می کردم
مجرمین و متجاوزین از صد کیلو متری من
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.
A...
00خوبه ولی غمگینه