سایه ی من جلد سوم به قلم زهرا باقری
پارت شصت و دوم :
- آقا مهدی چرا نمیای بیرون؟!
صدای طرف که دوباره شنیده شد فهمیدم چه شباهت عجیبی به صدای صاحب خونه داره! حتی با اینکه فقط چند جمله از اون مرد شنیده بودم؛ اما صداش هنوز تو گوشم بود و متوجه بودم که هیچ فرقی با همدیگه ندارن! از طرفی امکان نداشت کسی که پشت درِ خودش باشه، چون هیچ دلیلی نداشت برای ورود به اتاقِ خونهی خودش چندین بار اجازه بگیره!
همگی تا جایی که ممکن بود ساکت بودیم و حتÛ

لطفا صبر کنید...

میم
1خودشونو خونشون درب وداغون شدن دوقرتونیمشم باقیه 😁🙏