پارت بیست و هفتم :

آدرس محل خانه را دادم دستم را بالا آوردم و ناخوداگاه خاروندم. زیرچشمی نگاهی حواله ام کرد و به رانندگی‌اش ادامه داد. هر دو همدیگر را گول می زدیم، با ظاهری که می خواستیم حفظ کنیم! گرگی بودیم در لباس های میش. و برگ برنده ی من جایی بود که دشمنم را می شناختم، اما اون نه. نمی دانست کسی که حالا کنارش ایستاده دلیل نابودی‌اش در آینده است. با سرعت تقریبا آرامی به سمت خانه حرکت کرد و در همان حین خیره

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ساناز

    00

    💜🩵💚🧡🤍💙💛❤️🤎🩶

    ۳ هفته پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.