پارت بیست و ششم :

شه‌بانو دستش را صمیمانه پشت کمر آرزو نهاد و او را به طرف مسیری هدایت کرد. آن‌دو نیز دنبال‌شان راه افتادند. شه‌بانو خندان گفت:
- ما به آن، آن‌پیما می‌گوییم. یعنی در آنی جای دیگری هستیم.
آرزو شاداب سرش را راضی تکان داد و اطراف را بیشتر بررسی کرد. صدای پناه به گوش رسید. قبول داشت که توضیحات شه‌بانو واقعا مفید بودند.
- در واقع توی آینده بهش طی‌الارض یا تله‌پورت میگن. همون معنی ر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت نقشه پارسه نهایی در رمان جادوی کهن - جلد اول پارسه نقشه پارسه نهایی
آخرین نظرات ارسال شده
  • طوفان

    0

    پارسه سه نفر پارسه بدو بیا بالا پارسه سه نفر 😌🤫😌🤫🤫

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    😂😂

    ۴ ماه پیش
  • آبی

    0

    چقدر جالب... اینکه یک عنصر و یک واسطه مجزا دارند، خیلی عجیب و جالبه!

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات حسینی

    1

    رمان عالیه فقط چرا بقیه رمان نمیاد وقفل هست

    ۲ سال پیش
  • یه آدم

    1

    از طریق سایت اگه میاید اپلیکیشن دنیای رمان رم نصب کنید

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    از توی اپلیکیشن بازه

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات حسینی

    0

    چرا رمان بالا نمیاد

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    شاید نتتون ضعیفه یا فیلترشکن روشنه.

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات حسینی

    2

    رمان قشنگیه من تاریخ وافسانه های ایران رو خیلی دوست دارم

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    باعث افتخار بندست.

    ۲ سال پیش
  • زهرا سادات هاشمی

    2

    رمان جادوی کهن چیشدع؟ نمیتونم پیداش کنم؟ بخشهایی از رمان که احساس میکنم قراره خدا رو بشناسه و به خدا ایمان بیاره جذابیتش واسم خیلی زیاده و شاد عجیب باشه ولی نیل رام خیلی خوبه چون احساس میکنم قرار مثل من متحول بشه و منم این سکوت ناگهانی رو مثل نیل رام تجربه کردم و رمانایی که آموزندن خوبن

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    هدف من هم نشون دادن همین بود عزیزم. خداروشکر که مفهوم رو رسونده. رمان رو باید ذخیره کنی که گمش نکنی.

    ۲ سال پیش
  • زهرا سادات هاشمی

    4

    بعضی جاها انقدر درگیر رمان میشی و دوست داری بقیشم زودتر بخونی که یادت میره نظری بنویسی اما رمان شما یکی از بهترین رمانایی که تا حالا خوندم قلمتون و نفستون ایشالا تا ابد حق و درجه یک باشه

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    واقعا نظراتتون از صمیم قلب بهم انرژی میدن. گاهی وقتی خسته میشم و ناامید از نوشتن، یاد کامنت هاتون میوفتم و انرژی دوباره در من فوران می کنه. ممنونم که هستید.

    ۲ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    منم دوست دارم برم🥹

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️