پارت دویست و بیست :

- سلام خوبین خانوم ساعی؟ اتفاقی افتاده.
وارد شدم و با عجز نگاهش کردم.
- نیاز به تنهایی دارم. لطفا به عمو الان زنگ نزنید و خبر از حالم ندین.
متوجه وخامت اوضاع و احوالم شد. کنترل حالم دست خودم نبود، حتی نگران این نبودم که این‌گونه و در این آشفته بازار حالم مرا می‌بیند.
- هر چی شما بفرمایین.
به نشانه‌ی قدردانی سری تکان دادم و در را پشت سرم بستم و با قدم‌های بلند و تند خودم ر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!