پایلوت به قلم سمیرا حسن زاده
پارت دویست و بیست :
- سلام خوبین خانوم ساعی؟ اتفاقی افتاده.
وارد شدم و با عجز نگاهش کردم.
- نیاز به تنهایی دارم. لطفا به عمو الان زنگ نزنید و خبر از حالم ندین.
متوجه وخامت اوضاع و احوالم شد. کنترل حالم دست خودم نبود، حتی نگران این نبودم که اینگونه و در این آشفته بازار حالم مرا میبیند.
- هر چی شما بفرمایین.
به نشانهی قدردانی سری تکان دادم و در را پشت سرم بستم و با قدمهای بلند و تند خودم ر
مطالعهی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
