پایلوت به قلم سمیرا حسن زاده
پارت دویست و هجده :
نتوانستم پاسخش را بدهم، بی هیچ حرفی، تماس را قطع کردم، به سمت در چرخیدم، نگاهم به آن بود که به نرمی به آن سو رفتم و به آرامی و بیصدا در را باز کردم.
خواستم به سمت تخت بازگردم ولی حسی مرا ترغیب کرد که نگاهی به پذیرایی و راهپلههای طبقهی بالا بیندازم.
اکنون کوروش داشت چکار میکرد؟
خوابیده بود؟
بیدار بود ؟
اگر بیدار بود به چه کاری مشغول بود؟
فکر میکرد؟
به چه
مطالعهی این پارت حدودا ۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۲۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
