نگاتیو به قلم حانیه باصری
پارت پانزده :
شایسته آروم پلک زد و با زبون بند اومده به فرد پشت خط گفت :
- مطمئنی؟
داشتم دق میکردم.
نفسم از شدت هیجان به شمارش افتاده بود.
گوشی رو آروم از روی گوشش پایین اورد و نگاهم کرد
آب دهنم رو با صدا قورت دادم، ماتش برده بود
زبونم رو چرخوندم و به سختی گفتم :
- زنده است؟
سرشو به نشونه مثبت تکون داد.
نفس راحتی کشیدم و به آسمون نگاه کردم
- خدایا شکرت
- زنده اس
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۴۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
اکرم بانو
1فوتبالی هم هست که دخترمون... شجاع خلیل زاده😂😂😂
۱ سال پیشپرنیا
1عاششق این السا نباید شد با این سطح از خنگی و آدم فروشیش!!!!دختر یه لحظه وایسا ببینم چه خاکی بسرت میشه بعد همه رو شتک کن 😂😂
۱ سال پیشفاطمه زهرا
2وای شت خوشم اومد ازش😂🤣🤣🤣
۱ سال پیشماهرخ
1الیاس خنگ چقدر خوبه
۱ سال پیشZarnaz
2وای ملک یخی السا خیلی خوبه هی میگه شجاعی زاده هستم هی میگه ببخشد خیلیل زاده 🤣🤣عالی بود مرسی حانیا جونم ❤️💋
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فن چند ساله حانیا
1السا جان، عزیز دل، شایسته گفت فقط اتفاقی که افتاده رو بگو. اینا چیه میگی؟ 😂😂😂🤦🏻 ♀️