جادوی کهن - جلد اول پارسه به قلم فاطمه سادات هاشمی نسب
پارت سوم :
پناه سر تأسفی تکان داد و همانطور که سرعت را بیشتر میکرد و دنده را به سه تغییر میداد، شاکی به حرف آمد:
- چی بگم؛ درسته که معتقدم هرکسی اعتقاد خودش رو داره، اما مادرت دیگه خیلی داره جلوی این مرد کوتاه میاد. خب اگر موضوع اینه و نمیخواد طلاق ب ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
مهسا
00خوبه.میخام پارت بعدی رو بخونم