پارت صد و نود و هشتم :

#دانای کل

تلاقی مردمک‌های سام به گام‌های مسکوت و محتاط مایک هم‌زمان شد با سر رسیدن روفوس. مایک پشت پرده و با فاصله از نیروی دشمن به آهستگی انگشت سبابه به لب چسباند و در سکوت از سام خواست تا به پرت کردن حواس نیرو ادامه دهد.
روفوس به تماشای مایک لب گزیده و مضطرب گام‌های خود را کنترل کرده تا در چنین شرایط حساسی خطایی مرتکب نشود.
لرز انگشتان یخ زده‌اش حس کرختی و گرفتگی را القا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ماهرخ

    1

    😨🤩وای وای چقدر نفس گیر

    ۱ سال پیش
  • هانیه

    4

    فک کنم روفوس کراش زده رو مایک

    ۱ سال پیش
  • آمینا

    3

    اگه بمیری میکشمت😅😅😅چرا روفوس اینقدر رو مایک حساسه.؟؟

    ۱ سال پیش
  • فاطی

    3

    چه ثانیه ی پر تنشی...یالا سام

    ۱ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!